آخرین اخبار
اخبار > همه آنچه از شکافتن کعبه باید دانست
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 237764
 کل بازدید : 826932
 


 

زمان انتشار خبر: ٠٨:٤٧ / 1394/02/13        کد:٤٣٢٢٦٥     

همه آنچه از شکافتن کعبه باید دانست

همه آنچه از شکافتن کعبه باید دانست


همه آنچه از شکافتن کعبه باید دانست


 

سید عبدالزهرا حسینی
از آنجایی که ما به آفریدگار توانای هستی و کتاب پرشکوه او، قرآن شریف ایمان آورده‌ایم، به ناگزیر کارهای فراتر از طبیعی و عادی را هنگامی که ثابت می‌شود می‌پذیریم، چرا که نمونه‌هایی بسیار از این امور در آیات قرآن آمده است که از آن‌ها به امور «ماوراء طبیعی» یا «متافیزیکی» تعبیر می‌گردد و ما به آن‌ها معجزه می‌گوییم. با این بیان ما بدان دلیل که پیرو اسلام و قرآن هستیم، نمی‌توانیم این مفاهیم و معجزات را که در قرآن آمده است، نپذیریم یا در مورد آن‌ها تردید به دل راه دهیم؛ چرا که ما بر این باوریم که قرآن کتاب خداست و از سوی او بر قلب مصطفّای پیامبر وحی گردیده و کتاب پرشکوهی است که سخن باطل هرگز در آن راه ندارد و در این کتاب این مفاهیم آمده است. برای نمونه در این مورد، داستان شگفت انگیز عصای حضرت موسی (ع) است که به خواست خدا به اژدهایی هولناک تبدیل شد و همه بافته‌ها و ساخته‌های جادوگران و ریسمان‌ها و عصاهای آنان را که با سحر و افسونشان در نظر مردم، به صورت مارهایی هراس انگیز در حرکت و جنبش بودند، همه را فرو بلعید و آن‌گاه به‌‌ همان حالت و چهره اصلی خویش بازگشته و در برابر دیدگان بهت زده حاضران به صورت عصا در آمدند.
 قرآن در ترسیم این فراز از سرگذشت شگفت آور موسی از جمله می‌فرماید: «قالو یا موسی امّا ان تلقی و امّا ان نکون اوّل من القی...» (۱) افسونگران گفتند: هان ای موسی! امروز ما آماده مبارزه با تو هستیم، اینک یا تو بساط افسونت را بیفکن یا ما نخستین کسانی باشیم که می‌اندازیم؟ موسی گفت: نه، کار من افسون نیست، بلکه قدرت نمایی از سوی خدای یکتاست، از این رو شما سحر و افسونتان را به میدان بیاورید و آنچه دارید، بیندازید. و آن‌گاه بود که ریسمان‌ها و چوب دستی‌های ساحران بر اثر افسونشان در پندار او و نظر مردم چنین می‌نمود که به شتاب می‌خزند. درست در این هنگام بود که گفتیم: هان ای موسی! نترس که تو برتری! و آنچه در دست داری بیفکن تا هر آنچه افسونگران ساخته‌اند فرو بلعد؛ چرا که آنچه آنان سر هم بندی کرده‌اند چیزی جز افسون افسون‌گری نیست، و افسونگر هرجا برود رستگار نخواهد شد. و سرانجام موسی عصای خویش را افکند و آن عصا به اژدهایی هراس انگیز تبدیل شد و همه بافته‌ها و ساخته‌های آنان را بلعید و آن‌گاه به صورت نخستین خود بازگشت و ساحران با دیدن آن معجزه با شکوه، در برابر خدای یکتا به سجده افتادند و ایمان آوردند.
 وضع حمل حضرت فاطمه بنت اسد (س)
فاطمه بنت اسد، مادر ارجمند حضرت علی (ع)، در ۹ ماهگی باردار بود که هنگامه ولادت کودک دلبند خویش را احساس کرد و بی‌درنگ رو به خانه پرشکوه کعبه خدا نمود و به طواف خالصانه پرداخت. پس از طواف، دست نیاز به بارگاه آن بی‌نیاز برد و با ‌‌نهایت خضوع و اخلاص به دعا نشست و چشم امید به بارگاه او گشود و با اشک و آه از خدای کعبه خواست تا ولادت کودک ارجمندش را برای او آسان و برای همگان مبارک گرداند. نیایش شورانگیز و پراخلاص آن بانوی سرافراز به پایان رسیده بود که دیوار کهن‌ترین معبد توحید شکافته شد و آن بانوی بزرگ به خواست خداوندگار خانه، از سمت «مُستَجار» وارد خانه شد. شگفت انگیز‌تر این بود که شکاف دیوار به هم پیوست و جز اثر شکاف، آن دیوار به صورت نخست در آمد و آن‌گاه فاطمه دخت ارجمند «اسد» کودک شکوهبارش را در کعبه به دنیا آورد.
 روشن است که خانه خدا در آن روزگاران نیز دارای در، برای ورود و خروج بوده است، اما از شگفتی‌های این داستان این است که فاطمه نه از در خانه، که با شکافته شدن دیوار آن وارد کعبه می‌شود تا این رویداد عجیب دلیل و برهانی روشن‌تر و گویا‌تر بر معجزه باشد و آیندگان نتوانند آن رویداد شگفت انگیز را پدیده‌ای تصادفی و اتفاقی تفسیر کنند. و جالب این است که پس از گذشت قرن‌ها از آن رویداد شگرف و تجدید ساختمان کعبه و تعمیر آن و پر کردن جای شکاف با نقره، هنوز هم اثر شکاف در سمت «مستجار» بر دیوار خانه، خود را می‌نمایاند. به همین جهت هم در موسم حج، انبوهی از زائران و طواف کنندگان و نیایشگران پرشور و شعور به‌‌ همان سمت خانه پناه می‌برند و در آنجا به راز و نیاز با آن بی‌نیاز پرداخته و خواسته‌های قلبی خویش را می‌طلبند.
 مرحوم «طوسی» در کتاب خویش از حضرت صادق علیه السلام در این مورد آورده است که: عباس فرزند «عبدالمطلب» و یزید فرزند «قعنب» در میان گروهی از مردان بنی هاشم و دسته‌ای از مردان قبیله «بنی عبدالعزی» در برابر خانه خدا نشسته بودند که فاطمه، دختر اسد به آنجا آمد و در حالی که به ۹ماهگی باردار بود، در برابر خانه ایستاد. درست در‌‌ همان لحظات بود که گویی درد زایمان را احساس کرد و سر به آسمان برداشت و با آفریدگارش به راز و نیاز پرداخت. گزارش جریان آن بانو را به همسرش ابوطالب رساندند، و او بی‌درنگ با گروهی سر رسیدند؛ اما دیدند دیوار خانه شکافته شده و فاطمه به درون خانه پناه برده و دیوار به هم آمده است.
آنان کوشیدند تا از در خانه وارد شوند که نتوانستند و در گشوده نشد، بانوان مکه آمدند تا فاطمه را در آن لحظات حساس یاری کنند که آنان نیز با در بسته کعبه روبرو شدند و تلاش برای گشودن در به جایی نرسید و همگان دریافتند که آن رویداد، نه یک رویداد طبیعی و عادی، بلکه یک کار خدایی است. از خود آن بزرگ بانوی گرانقدر در این نقل کرده‌اند که می‌فرمود: هنگامی که دیوار شکافته شد و من به درون خانه خدا وارد شدم، اندکی بر روی سنگی مرمرین و سرخ رنگ که نظرم را جلب می‌کرد، نشستم و همانجا بود که بدون هیچ درد و رنجی فرزندم دیده به جهان گشود.
 زادگاه علی عالی اعلای برگزیده
سه روز از آن رویداد عجیب می‌گذشت و گزارش آن دهان به دهان در سراسر مکه و اطراف آن بازگو می‌شد و مردان و زنان بسیاری از هر سو به خانه خدا روی می‌آوردند تا به چشم خود شکاف دیوار خانه کعبه و جایگاه آن رویداد بزرگ را بنگرند. درست سومین روز حادثه بود که به ناگاه فاطمه، والده ارجمند حضرت علی (ع) از‌‌ همان جایی که دیوار شکافته شده و به درون راه یافته بود، باز آمد در حالی که کودکی نو رسیده، همانند پاره‌ای ماه را بر روی دست داشت. انبوده مردم حیرت زده و نگران که در آنجا گرد آمده بودند، به سوی او دویدند. او رو به آنان کرد و گفت: «معاشر الناس! انّ الله عزّ و جل اختارنی من خلقه وفضّلنی علی المختارات ممن مضی قبلی...»؛ هان ‌ای مردم! خدای پرمهر از میان آفریدگانش مرا برگزید و بر بانوان برگزیده پیشین بارگاه خویش برتری بخشید.
 تصریح همگان به بزرگی مولا
ممکن است برخی چنین فکر کنند که این علما، فقها، دانشمندان، شعرا و تاریخ نویسان دوستدار خاندان وحی و رسالت و پیرو راه و رسم آنان هستند که این گونه، این امتیازات و فضیلت‌ها را برای حضرت امیرالمؤمنین (ع) می‌شمارند و می‌نویسند. اما اینطور نیست و واقعیت غیر از این است. چرا که بسیاری از دانشمندان اهل سنت نیز در بیان و نگارش این فضیلت بزرگ پیشگام و شریکند. برای نمونه:
۱. «مسعودی» در دو کتاب خویش «مروج الذهب» و «اثبات الوصیه» این واقعیت را نقل کرده است.
۲. «دهلوی» در کتاب «سیره خلفاء» این فضیلت بزرگ را آورده است.
۳. و این دیدگاه دانشمندان اهل سنت تا آنجایی است که «محمود آلوسی» در شرح قصیده «عبدالباقی عمری» در این مورد می‌نویسد: موضوع ولادت امیرمؤمنان در خانه خدا، در میان جهانیان رویداد مشهوری است و داستان آن در کتاب‌های دو گروه شیعه و اهل سنت آمده است... آنگاه می‌افزاید: و آن گونه که ولادت آن بزرگوار در کعبه شهرت دارد، ولادت دیگری این گونه روایت نشده است. سپس اینطور ادامه می‌دهد: و برای سالار و سرور امامان راستین بسیار زیبنده است که در قبله‌گاه توحیدگرایان و ایمان آوردگان ولادت یابد. راستی که پاک و منزّه است آفریدگاری که هر چیزی را در قرارگاه مناسب آن قرار می‌دهد و او بهترین داوران است.
 تبسم و نشان آشنایی
پس از بیرون آمدن فاطمه (س) از خانه خدا، همسر بزرگوارش، ابوطالب – که سخت نگران سرنوشت مادر و کودک بود – به پیشواز آنان رفت و به همسر ارجمندش شاد باش گفت و آن‌گاه نوزاد محبوب خویش را در برگرفت و روی سینه و قلب خویش چسبانید، سپس او را به مادرش باز گرداند. درست در این هنگام بود که پیامبر مهر و آزادگی –که هنوز به صورت آشکار فرمان دعوت نیافته بود- از راه رسید و آن کودک پرشکوه، با دیدن آن حضرت بسان کودک یک ساله یا بزرگ‌تر، با هوشمندی وصف ناپذیر و حرکات شگفت انگیزی به تبسم و خنده بر چهره پیامبر پرداخت؛ به گونه‌ای که گویی آن وجود مبارک را به خوبی می‌شناسد.
 پیامبر نیز به احساسات پاک او ارج نهاد و گام به پیش گذاشت و او را در آغوش گرفت و چهره و پیشانی‌اش را بوسه باران ساخت و خدای فرزانه را به خاطر ولادت و طلوع آن مولود مبارک ستایش کرد، چرا که آن حضرت به لطف خدا و الهام قلبی دریافت که آن کودک پرشکوه در آینده‌ای نه چندان دور شایسته‌ترین یار و یاور و بهترین برادر و نخستین ایمان آورنده به دین و آیین او خواهد شد و آرزو‌ها و آرمان‌های بشر دوستانه معنوی و دینی او را که به زودی برای دعوت به آن فرمان بعثت خواهد یافت، تحقق خواهد بخشید.
 هنگامی که آن کودک سه روزه در آغوش پیامبر قرار گرفت، بسان مسیح لب به سخن گشود و بر حضرت محمد (ص) سلام کرد. پس از نثار درود و سلام بر آن حضرت، در برابر بهت و ناباوری حاضران به تلاوت کتاب خدا و آیاتی پرداخت که هنوز بر پیامبر فرود نیامده بود: «بسم الله الرحمن الرحیم، قد افلح المؤمنون الذّین هم فی صلاتهم خاشعون...» (۲) پس از تلاوت این آیات جان بخش، پیامبر گرامی فرمود: آری، علی جان! ایمان آوردگان راستین به برکت تو رستگار خواهند شد. «قد افلحوا بک» آن‌گاه افزود: علی جان! به خدای سوگند که تو امیر و سالار ایمان آوردگانی و آنان به وسیله تو به سعادت نایل آمده و تو از دانش خویش به آنان خواهی آموخت و آنان بهره خواهند برد. به خدا سوگند که تو راهبر و راهنمای راستین آنان هستی و آنان در پرتو نور هدایت تو راه خواهند یافت؛ «انت والله امیرهم، تمیرهم من علومک فیمتارون، و انت والله دلیلهم و بک یهتدون».
 
 ۱- در این مورد به آیات ۹-۷۶ از سوره طه و آیاتی از سوره‌های شعراء، نمل، قصص و اعراف بنگرید.
۲- حضرت آیات ۱-۱۱ سوره مؤمنون را قرائت کردند.

پیوست:

امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: