آخرین اخبار
اخبار > ضرورت و اهمیت آموزش مهارت‌های زندگی در زندگی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 237682
 کل بازدید : 826791
 


 

زمان انتشار خبر: ٢١:٢٠ / 1395/07/25        کد:٥٠٤٨٣٥     

ضرورت و اهمیت آموزش مهارت‌های زندگی در زندگی


جوانی که نتواند در ۲۵سالگی از پس آموزش برآید و توانایی چرخاندن دست کم چرخ زندگی خودش را نداشته باشد، احتمالاً تا پایان عمرش هم توانایی این کار را نخواهد داشت. چون دیگر زمانی برای آموزش دادن به او باقی نمانده است. او در واقع حالا، چندی است که وارد جامعه شده و اگر به ابزار مهارت های زندگی مجهز نیست- حالا به هر علتی، چه سستی های خودش، چه سستی خانواده اش و چه کم کاری نهادهای آموزشی- بعد از این هم، چندان امیدی به تجهیز شدنش به این مهارت ها نمی رود. مگر این که به مرور زمان تجربه کسب کند. آزمون و خطا کند و فرصت هایی را از دست بدهد و با مشکلاتی عدیده دست و پنجه نرم کند تا چیزهایی یاد بگیرد که آن وقت چیزی حدود یک دهه از وقت مفیدش را از دست خواهد داد.


 


به عقیده روانشناسان در گذشته، به کسانی که به دوره نوجوانی می رسیدند مسئولیت هایی داده می شد. برای مثال، کارهایی کوچک در محل کار پدر یا کارهایی در خانه، اما حالا به یک جوان ۲۰ساله می گویند کودک! برخی پدرها و مادرها، اعضای خانواده و اطرافیان، جوری تلقین می کنند که به نظر جوان ۲۰ساله هنوز بچه است و توانایی انجام خیلی کارها را ندارد چه رسد به اداره یک زندگی و حتی برای انجام کارهای شخصی اش نیاز به کمک دارد.

مهارت های زندگی چیست؟

“مهارتهای زندگی” مجموعه ای از توانائی ها است که زمینه سازگاری و رفتار مثبت ومفید را فراهم می آورند و این توانائیها فرد را قادر می سازند مسئولیتهای نقشهای اجتماعی را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود و دیگران با با خواستها، انتظارات و مشکلات روزانه بویژه روابط بین فردی به شکل موثرتری رورو شود و برنامه آموزش آن برنامه ای است که مهارتهای لازم را جهت ارتقاء‌ بهداشت روان و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی به گروه مخاطب آموزش میدهد
 موریس ایس الیاس از دانشگاه راجرز در کتاب تصمیم گیریهای اجتماعی و رشد مهارتهای زندگی می گوید: “مهارتهای زندگی یعنی ایجاد روابط بین فردی مناسب و موثر، انجام مسئولیتهای اجتماعی،‌ انجام تصمیم گیریهای صحیح و حل تعارضات و کشمکش ها بدون توسل به اعمالی که به خود یا دیگران صدمه بزند.”
 به اعتقاد بندورا شخص، محیط و رفتار روی هم تاثیر متقابل داشته و هیچکدام اجزای جدای از یکدیگر نیستند. درنظریه یادگیری اجتماعی بندورا نیز یادگیری فرایندی فعال و مبتنی بر تجربه محیطی است و به همین جهت کودکان و افراد در جریان یادگیری و آموزش فعالانه به امر یادگیری مهارتهای زندگی و تعامل با محیط می پردازند. بنابراین در این نوع آموزش از روشهایی که شرکت فعال افراد را در امر آموزش مهارتهای اجتماعی و ارتباطات فردی و میان فردی تسهیل می بخشد استفاده می شود. به اعتقاد بندورا افرد مبتلا به اضطراب اجتماعی عمدتا از لحاظ باورهای مختل در مورد کارآمدی خود و نه از لحاظ مهارتهای اجتماعی واقعی با دیگران متفاوتند؛ وقتی افراد باورهایی در مورد کارآمدی اجتماعی خود شکل می دهند،‌موفقیت ها و شکست های اجتماعی خود را هماهنگ با این باورها تعبیر می کنند ؛ خود کارآمدی با دامنه گسترده ای از مسائل مانند افسردگی، مهارتهای اجتماعی،‌جرئتمندی و تنیدگی و استرس مربوط است ‏
 نظریه مازلو بر اساس نیازهای اساسی روانی -اجتماعی انسان بصورت پلکانی تنظیم گردیده است که تامین نیازهای پلکان اول شرطی است برای رسیدن به نیاز بعدی و در این تحقیق آموزش رفع این نیازها و رسیدن به مراحل بالاتر اجتماعی روانی مد نظر می باشد.‏
 در نظریه اریکسون نیز فرد در هر مرحله از زندگی با بحرانی روبرو گشته که با حل این بحران روانی -اجتماعی به مرحله بعد سوق می یابد و داشتن مهارتهای اجتماعی در زندگی به فرد در حل بهتر و سلامت روانی- اجتماعی وی کمک فراوانی می نماید و در آموزش جلسات گروهی به افراد آموزش داده میشود تا در حل بحرانهای مختلف زندگی موفقیت بیشتری داشته باشندو در حل و فصل بحرانها و مسائل قبلی و فعلی خویش توفیق یابند

پیوست:

امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: